زراغن بفتح زا و را و غين معجمه،زمين ريگناك،و سخت،بهرامى گويد: مصراع زمين زراغن بسختى چو سنگ و بمعنى آروغ نيز آمده.بوسليك گويد: بيت از فرط عطاى او زند آز پيوسته ز امتلا زراغن 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج1 , ص778) 
بر وزن فلاخن جستن گلو را گويند و به عربى فواق خوانند و زمين سخت و زمين ريگناك را نيز گفتهاند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص451) 
بفتح زاء و راء و غين معجمه زمين ريكناك و سخت را كويند حكيم بهرامى سرخسى كويد زمين زراغن بسختى چو سنك و در فرهنك بمعنى آروغ هم آورده ابو سليك كركانى كفته از فرط عطاى او زند آز پيوسته ز امتلا زراغن و زمين سخت را زراغنك بزيادتى كاف نيز كفتهاند شمس فخرى كفته ز فيض ابر دستت آب حيوان برايد از زمينهاى زراغنك 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص429) 
زمين سخت و ريگناك باشد بهرامى گفت: بيت زمينى زراغن بسختى چو[سنگ] نه آرامگاه و نه آب[و]گيا 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص243) 
- [به راى مهمله و غين معجمه. بوزن فلاخن] زمين ريگناك و سخت باشد. مثالش شمس فخرى گويد: بيت حسودت خسته و عريان و لاغر فتاده باد بر شخ زراغن و استاد بهرامى نيز گويد: بيت زمينى زراغن بسختى چو سنگ نه آرامگاه و نه آب و گياه و در فرهنگ بمعنى فواق نيز آورده و باين بيت بوسليك تمسك جسته: بيت از فرط عطاى او زند آز پيوسته ز امتلا زراغن 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص680) 
[اسم][فارسی]فواق و صدائى كه از گلو بواسطۀ تقلص حجاب حاجز برميايد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص1749) 

تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص1750) 
(اسم) زمين ريگناك و سخت. ¦¦جستن گلو. فواق. آروغ. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج1 , ص1567) 
هردو زمين ريمناك باشد و ريگناك.عسجدى گفت: زمين زراغنگ و راه درازش#همه سنگلاخ و همه شوره يكسر. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص109) 
زمين ريگناك را گويند. عسجدى گفته است: زمين زراغنگ و راه درازش #همه سنگلاخ و همه شوره يكسر. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص29) 